Separation does not mean the end of our love
زمانی فراموشت خواهم کرد، عقلم خاموش نفسم قطع روحم در آسمان تنم زیر خاک رفتی و شکست قلب بی گناهم نشکفته پژمردن آرزوهایم تنهایی به کام من ریخت،درد و ماتم رفتی و شادی غریبه شد با من خاموش نمی شود،با هزار اشک و آهم سرزمین آتش گرفته ی قلبم بیا ای زندگی،تو هم بگذر از من سیرم از تو،بس کن دیگر! پشت شيشه هوا تاريك است پشت شيشه ديوار بلند است در سكوت اتاقم، صداي چيك چيك اشكم ترانه اندوه مينوازد پايان برگهاي سپيد دفتر آغاز يا تو بود پشت شيشه ديواري سياه قد علم كرده گويي به هيچ كجا راه من باز است پشت ديوار صداي خنده عابري، سكوتم را تلنگر ميزند آه اي رهگذر، من را يا خندههاي زيبايه "نفسم" انداختي دستهايم چون نهالي سست ميلرزد از خالي بودن دستهايم در دست تو روحم با قطره قطره اشكانم زره زره از وجودم خشكيد ديگر از بي تو بودن وحشتي تنم را ميلرزاند پشت شيشه سرد است پشت شيشه هوا تاريك است. من و همراه هميشگيم، خودكار و افكار و ذهن خستم، امشب يك هدف دارم با هم در تلاشيم كه بتوانيم بتوانيم از رخ زيبايت بازگو كنيم اما اما عاجزيم از اين كار همه سكوت ميكنيم و ميگوييم: تو بهاري دوستت دارم هنوز بهار من ديده به چه اميدي بر بندم هر از گاهی دریا هوس میکنه به ساحل سری بزنه شهر من گور آرزوهايم شهر تو دفتر خاطراتم كوچههاي شهر من مشت مشت خاك گورم كوچههاي شهر تو برگ برگ دفتر خاطراتم از شهر من هياهو از شهر تو سكوت روي تن من خط خوردگيهاي خاطراتت يه جاده دور تا شهر تو كه راه دارد تا خاطراتم من و يك دنيا خاطره مبحوس در خاك گور اما ديدهام سوي شهر تو بر بالاي گورم روي سنگ قبر نشاني از نامم نيست! حتي توي قبر صبرم نميگيرد با مرور هر روز خاطراتمون آرامم نميگيرد شهر من به پايان راه رسيده شهر تو آرزوي در دل نشسته طلوع كن در شهر من تا نور افشاني شود فضاي وجودم بعد از رفتنت زندگيم را حبابي بر بركه غم كردي كه هر لحظه است فنا شدند! شدم تو شهر غم هام حالا رفتی بی تو من می میرم گل حسرتو بی تو می چینم ترانه ی عشقو واست می خونم اگه برگردی بمونی پیشم بدون دیگه اسرت نمی شم دیگه فرقی نداره واسم آخه بی کسم بعد تو یه عاشق خیالیم بیا پیشم عزیزم تا ابد پای عشقت می شینم می کوشه این فکرا منو یه روز آخه نمی تونم جز تو کنار کسی دیگه بشینم. همیشه خاطرات با تو بودن واسه من مثه خوابو خیاله راه به تو رسید خیلی زیاده می خوام با پای پیاده بیام پیشت تو تا از ته دل بهت بگم تا بی نهایت ها دوستت دارم.... کاش بودی و میشنیدی بعد از رفتن تو پشت سرم چی که نمی گن . . . ! امشب دوباره عطر تو را بو کردم خاطراتت دوباره زنده شد همیشه عطر تو را بو می کردم رد پای تو هنوز مانده بر روی غروب لحظات تو نرفتی زينجا ياد تو پر شده در خاطره ها ..... ني ني گلم يه عالمه دل تنگتم چرا غمگینی ؟ عاشق شدم آیا عشق شیرین است ؟ بله شیرین تر از زندگی لذت تنهایی چیست ؟ فکر به او و خاطرات او دلت کجاست ؟ پیش او قلبت کجاست ؟ او برده پس حتماً بی رحم بوده ؟ نه اصلاً چرا ؟ چون باز هم او را می پرستم چشم به راه کی هستی ؟ او تا کی ؟ تا همیشه ... چند ورق و خودکار یه ماشین حساب و یه عالمه خاطرات . . . نه انگاری فایده نداره
همین الان
یه لحظه...
فقط یه لحظه...
سر بزارم روی پاهات و بخوابم
♥♥♥
کاش می شد
همین الان
یه لحظه...
فقط یه لحظه...
سر بزارم رو سینت تا بینهایت گریه کنم
♥♥♥
کاش می شد
همین الان
یه لحظه...
فقط یه لحظه...
تو رو با تمام احساسم ببوسم
♥♥♥
کاش می شد
همین الان
یه لحظه...
فقط یه لحظه...
آروم توی بغلت جون می دادم
♥♥♥
برای تو مردن آرزومه
![]()
کوچه خاکستریه باز
زیر بارون
من چه دلتنگتم امروز
انگار از همون روزهاست
حال و هوام رنگه تویه
کوچه ها رنگ تویه
♥
دلم گرفته، دوباره هوایه تورو داره
چشمایه خیسم واسیه دیدنت بی قراره
این راه دورم خبر از دل من که نداره
آروم ندارم یه نشونه می خوام واسه قلبم
جز این نشونه واسه چیزی دخیل نمی بندم
این دل تنهام دوباره هوایه تورو داره
♥
هوایه شهر تو با بوی گلها
پیچیده توی اتاقم مثل خواب
داره بدجوری غریبی می کنه
آخه جز تو دردمو کی می دونه!![]()
ساحلی
کوچه های خسته ام را نیست
عابری
شب سیاهم را نیست
سرپناهی
تن خسته ام را نیست
آرامشی
اندوه بی پناهم را نیست
روز روشنی
درد بی کسیم را نیست
مرهمی
روزگاران سختم را نیست
خوشی
نفس تنگم را نیست
هم نفسی
راه بی پایانم را نیست
همسفری
بغض سنگینم را نیست
پایانی
غربت تلخم را نیست
آشنایی
چشم های گریانم را نیست
شانهایت
چشم انتظاریم را نیست
حضوری
...
..
.
نیست هایم را نیست
راه چاره ای
![]()
در آستانه شب های طولانی
در امتداد اشک های بی صبر
در انتظار روز وصال
توان ماندنم بی تو رو به رکود
تو در خوابی، ای نجات دهنده
من در آستانه سوختن از غصه ی تو
من به پایان نفسهایم بی تو می اندیشم
من را کسی جز تو نمی سازد از سر
خردم را از دست دادم
خورشید سرد است
تبش کمرنگ است
کوچه های خسته از گذر من
من خسته از گُذر ناگُذر![]()
به او لحظه دیدار
به او تب و تاب بسیار
دنیا به چی می ارزه ؟
کنار آن پیاه رفتن
دستت تو دستم عاشقانه رفتن
دنیا به چی می ارزه ؟
قهوه ی تلخ سر کردن
شیرین ترین لحظه را طی کردن
دنیا به چی می ارزه ؟
به او همه قول قرارها
توی آب پارو زندن ها
دنیا به چی می ارزه ؟
به او روسری قهوه ای
به اون خنده ی مخملی
دنیا به چی می ارزه ؟
به اون شال و کلاه گل گلی
به اون بوسه سر سری
دنیا به چی می ارزه ؟
به اون حرف آخری
به ان اشک دلبری
دنیا به چی می ارزه ؟
...
..
.![]()

![]()
![]()

![]()

![]()
سر به دامان كي گذارم
قلبم به درد آمد باز
گويي تو را ميخواند اي دل نواز
بي تو نتواند سر كند
صدايش مرا لرزان كند
راه چاره يكي بيش نيست
كشيدن اسمت بر تن خويش نيست
به يك لظحه آرامم گيرد
شراب چشمانم مرا گيرد
اين چنين است قصه شب من
اين چنين است راز دل من
![]()
براش مهم نیست ساحل دستشو میگیره یا نه
مهم اثبات وفاداری دریاست . . .
![]()
می گفت هیچی نمیتونه باعث جداییمون شه
حالا 
![]()

دوستت دارم
به آن اندازه که نه می توانم بگویم
نه می توانم بنویسم
و نه می توانم ابرازش کنم
پس تو با قلبت که دریایی بیکران است، احساسش کن.
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()

و به یادت اشک ریختم
چقدر جایت کنارم خالی شد
و من
در حسرت نگاه معصومانه ات ماندم
امشب دوباره عطر تو را بو کردم
یادم امد که با من بودی
دوباره با غم خو کردم
کاش می امدی
ومن
از شوق به آسمان می رفتم
باران می شدم
قطره ای
روی رخت می گشتم
عطر تو در فضا می پیچید
ومن... 
می نوازم يادت را... 
![]()

![]()
غم من حد و حساب نداره![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



