ابزار لودینگ وبلاگ

|

ابزارهای وبلاگ نویسی

با جدایی هیچی تموم نمیشه | دی ۱۳۸۷

























با جدایی هیچی تموم نمیشه

Separation does not mean the end of our love

خدا جون خدا جون میشه امشب تو منو بغل بگیری؟

 

بگی اروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری!

خدا جون میگن تو خوبی مٍثل مادرا میمونی!!

اگه راست میگن !

 ببینم عشق من کجاست میدونی؟ خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من؟



 اخه سخته زنده بودن من می خوام که زود بمیرم..... من که تقصیری نداشتم پس

 چرا گذاشته رفته؟ خدا جون تو تنها هستی میدونی تنهایی سخته!!! واسه اون



فرقی نداره زنده بودن یا مردن من اون میخواد که من نباشم !باشه اشکالی نداره!!!

 خدا جون میخوام بمیرم تا بشم همیشه راحت ولی عمر اون زیاد شه حتی واسه یک ساعت

خدا جون میشه امشب تو منو بغل بگیری؟؟ بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه

بمیری!

ای تو که ماندگاری......

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۸۷ساعت 13:52 توسط اهورا|



خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ...



خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ...



 خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ...



 خيلي سخته که روز تولدت، همه بهت تبريک بگن، جز اوني که به خاطرش زنده‌اي ...



خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني‌، بعد بفهمي دوست نداره ...



خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي‌، اما اون بگه‌: ديگه نمي خوامت

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۸۷ساعت 11:25 توسط اهورا|


امشب سیل غمت

دیدگانم را شست
درد روزی که تو رفتی آمد
قلب غمگینم را بار ديگر آزرد
از غمت خواهم مردباز برگرد و بيا
تا ببيني چشمم



 شده خون ز انتظار
انتظاري كه وجودم را خشکید
چندیست هنوز
در فراسوی همه پنجره ها
رخ زیبای تو را می جوید
از غمت خواهم مرد


نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۸۷ساعت 18:3 توسط اهورا|



عشق را با تو می شناسم ، زندگی را با تو زیبا می بینم
اگر گهگاهی چند خطی می نویسم به عشق تو است
و اگر اینک نفس می کشم و زندگی میکنم به خاطر وجود
تو هست هم نفسم!
ای تو که مرا عاشق خودت کردی ، نمی دانی که چقدر
دوستت دارم ، نمی دانی که با تو چه آرزوهایی در دل دارم...
اگر از عشق می نویسم ، به عشق تو است ، و با وجود تو
عشق برای من مقدس و پاک است....
بعد از تو دیگر طلب عشق را از خدای خویش نخواهم کرد!
تو همان معنای واقعی یک عشق پاک هستی ، تو همان
چشمه محبتی هستی که در قلب من می جوشی و به
قلبم نیروی عشق را می دهی!



با تو مجنون تر از مجنونم ، بی تو باور کن که می میرم!
ای تو به زیبایی گل ها ، به پاکی و زلالی دریا ، به لطافت
شبنم روی گل ها دوستت دارم...
ای تو به بلندی کوه ها ، به درخشندگی ستاره ها ، به گرمی
خورشید ، به وسعت دشت عشق دوستت دارم....
ای تو هم نفس من ، طلوع زندگی ام ، تک ستاره آسمان
تاریک قلبم دوستت دارم....


نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۸۷ساعت 15:40 توسط اهورا|

دلتنگي ...



مرا هميشه نشاني است،‌ بوي دلتنگي

و كرده‌ام دگر عادت به خوي دلتنگي

غروب، خلوت شعرم چقدر زيبا شد

و چشم‌هاي تر من، دو جوي دلتنگي

هميشه گريه و زاري،‌ تعجبم اين است

اثر نمي‌كند اين شست و شوي دلتنگي

چنان غريبم و تنها، كه دوست دارم با

دو دست خود بفشارم،‌ گلوي دلتنگي

به هر كجا كه گريزم مسير، بن بست است

دوبار مي‌روم آري، به سوي دلتنگي ...


نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۸۷ساعت 12:56 توسط اهورا|

نوشته شده در یکشنبه هشتم دی ۱۳۸۷ساعت 10:56 توسط اهورا|

به خاطر دوست داشتن تو دیگران از من بها می‌برند بخاطر عشق ورزی به تو بازیچه دست دیگران شده‌ام به خاطر وابستگی شدید به تو در قلاب صید دیگران به رقص دستهای آنان می‌رقصم، چون عاشق تو هستم.

ای نازنین وجود !
کاش آرزوی مرگ من کنی و کاش جلوی دیدگان دیگران کوچک مپنداریم که آنان برای سرگرمی اشان و قهقهه زدن، دل نازک مرا بشکنند. و من به حرمت عشق تو به خنده هایشان لبخند زنم چون تورا دوست دارم ای آرام جان !
کاش هرگز دوستم نداشتی تا خانه‌ی وجود من مملو از عشق تو نباشد می‌دانی به خاطر عشق تو شخصیّت من زیر تلنبور تمسخرها نابود گشت حتّی من در سراب خیالهای خویش وجود به یغما رفته را در مرز نابودی دیدم.

ای عمر من !
دوستت دارم حتي اگر تمام وجودم بشکند، حتي اگر دوستم نداشته باشی، حتي اگر مزه تلخ بی وفايي را بچشم، حتي اگر به خاطر تو، نام من سبب لبخند دیگران شود.

ای آوای وجودم !
صدای تو را هر لحظه می‌شنوم و عشق تو را هر لحظه باور می‌کنم.
امّا تو را به خدا، به خدایی که خلقمان کرد و مهرت را درون قلبم نهاد اگر دوستم نداری جلوی سیلی مزن چون پنهانی سیلی‌ات را دوست دارم.
بگذار تنها بسوزم نه در زیر نگاه سنگین دیگران، و به خاطر بی اعتنایی تو بسوزم.


بي‌تو مي‌ميرم، اي همه وجودم

نوشته شده در دوشنبه دوم دی ۱۳۸۷ساعت 15:52 توسط اهورا|

اين روزها که هر کسي به دنبال شاخه گُل سرخي براي گرفتن جواز ورود به



دلي است.. ... من به دنبال کور چراغي هستم تا در اين شب هاي پوچ و کدر

 تکه تکه بال هاي شکسته ام را پيدا کنم !



مطمئن باش
ضربه‌ات كاري بود
دل من سخت شكست



و چه زشت
به من و سادگي‌ام خنديدي
به من و عشقي پاك
كه پر از ياد تو هست



و خيالم مي‌گفت تا ابد مال توست
گریه نکن برای من تا راحتتر
به مرگ خود فکر کنم !!!



←←←←←←←←←

در دغدغهای تنهاییم تنها نام تو دارم بر زبانم
تو کیستی، تو چیستی، که در خواب و رویا هم نام تو دارم بر زبانم
یاد تو، نام تو، شنیدن صدای تو مست و مبیرم کند
خیال با تو بودن، لمس احساس تو، مرا امیرم کند
نوشته شده در یکشنبه یکم دی ۱۳۸۷ساعت 9:13 توسط اهورا|


آخرين مطالب
» بمان
» یاد تو
» گلدان
» رفتی
» بودنت
» مردم برای عشق
» گر
» تشنگی
» رَد نمیشود
» خونه‌
Design By : AHORA