ابزار لودینگ وبلاگ

|

ابزارهای وبلاگ نویسی

با جدایی هیچی تموم نمیشه | شهریور ۱۳۹۲

























با جدایی هیچی تموم نمیشه

Separation does not mean the end of our love

شبیه مه شده بودی نه میشد در آغوشت گرفت و نه آنسوی تورا دید

تنها میشد در تو گم شد...که شدم...

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۲ساعت 9:41 توسط اهورا|

سلام

عزیزی که به اسم "یه دوست قدیمی" نظر داده 

باید بگم:

من رو راحت فراموش کردن 

من رو تا مرز نبودن فراموش کردن

حالا میفهمم فراموشی یعنی چی

نه

دوست قدیمی، اگه دوست روزهای تلخم باشی فراموشت نکردم

نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 10:40 توسط اهورا|

آغوش گرمم باش

بگذار فراموش کنم

لحظه هایی را که 

در سرمای بی کسی 

لرزیدم....

نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 10:35 توسط اهورا|

دلم از نبودنت پر است

آنقدر که اضافه اش از چشمانم میچکد

نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 10:28 توسط اهورا|

روزهای دور از تو را نخواهم شمرد

تا همیشه بگویم

همین دیروز بود

نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 10:22 توسط اهورا|

בلم בیگر بـہ زندگے گرمـ نیست.

ماבر مے گویـב:

بایـב کمے بـہ خوבتـ برسے

اما چگونـہ

وقتے از هر طرف مے روم،

 بـہ تو مے رسمـ؟

نوشته شده در شنبه دوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 19:17 توسط اهورا|

زمانی شعر می گفتم

برای غربت باران

ولی حالا خودم تنهاترم

تنهاتر از باران . . .!!

نوشته شده در شنبه دوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 19:16 توسط اهورا|

رفت بدون خدا حافظی...

شاید می دانست بی او حتی نمی خواهم خدا هم نگهدارم باشد...

نوشته شده در شنبه دوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 18:56 توسط اهورا|

آهـــــــــای لعنتی...


مثل تمام آن چیزهایی که تا به حال از من گرفتی،


علاقه ام... دلم، عمرم، واعتماد صددرصدم...!


بگیر دیگر...


دستانم را بگیر... 

نوشته شده در شنبه دوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 18:48 توسط اهورا|

اگر او برای تو ساخته شده بود...
من برای تو ویران شده بودم...

نوشته شده در شنبه دوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 18:39 توسط اهورا|


آخرين مطالب
» گلدان
» رفتی
» بودنت
» مردم برای عشق
» گر
» تشنگی
» رَد نمیشود
» خونه‌
» خودم خواستم
» ترس
Design By : AHORA