هر شب وقتی تنها می شم حس می کنم پیش منی
دوباره گریه ام می گیره انگار تو آغوش منی
روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشامه
با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه
باروون می باره و تو رو دوباره پیشم می بینم
اشک تو چشام حلقه می شه دوباره تنها می شینم
قول بده وقتی تنها می شم بازم بیای کنار من
شبای جمعه که میاد بیای سر مزار من
دوباره باز یاد تو شد زمزمه ی نبودنم
ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم
خاک سر مزار من نشونی از نبودنه
دستای نامردم شب چرا ازم ربودنت
باروون می باره .........
به زیر خاکم و هنوز نرفتی از خیال من
غصه نخور ، سیاه نپوش گریه نکن برای من
دیگه فقط آرزومه باروون بباره رو تنم
دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم
باروون می باره و تو رو ..........
دیگه فقط آرزومه باروون بباره رو تنم
رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم
