ابزار لودینگ وبلاگ

|

ابزارهای وبلاگ نویسی

باز خواهم نوشت

























با جدایی هیچی تموم نمیشه

Separation does not mean the end of our love


و من باز خواهم نوشت

از پشت ديوار فاصله‌ها با فريادی که باز در گلو پنهان است.

و من باز خواهم نوشت .....و باز چه زيبا دلتنگ می‌شوم ، دلتنگ آن روز‌های بارانی ... دلتنگ طپشهای بی‌صدا و دلتنگ دستانی كه رويا می‌بافت...

و من باز خواهم نوشت از آسمان ، از آبی دريای طوفانی. چشمانم راخواهم بست تا نهايت عصر خاكستری پاييز؛ آن هنگام كه بی‌تاب قطره‌ای باران هستی و آسمان با خيال تو قهر كرده ...

باز خواهم نوشت از سپيدی مهربانی و از كوچ جاده‌ای كه دوست داشت هرگز به انتها نرسد، از غزلهای شبنم صبحگاهی؛ از نجوای باد بياباني...

و من باز خواهم ايستاد و سكوت پيشه خواهم كرد؛ سكوتی سرشار از خواستنيهای بی‌رنگ، سكوتی انباشته از خيالات واهی، سكوتی تا عميق‌ترين دره تنهايی ...

اما ؛

من باز خواهم نوشت. باز شبهايم را با خاطره‌ها رنگ خواهم داد و خيالم را نقاشی خواهم كرد .

و من باز، ای ديرينه يار ابدی به تو پناه خواهم آورد و رازهايم را با تو قسمت خواهم كرد ...

من باز خواهم نوشت اگر؛ اين اگرها بگذارند تا نفسي تازه كنم ...

و من در اين دوردستها به انتظار نور نشسته‌ام و غافل از بيم شبانه چشم به فرداي نيامده دوخته‌ام. با حال امروز؛ قول فردايي شادتر را ميدهم و مي‌خواهم سكوت را مهمان زبان خسته‌ام كنم. در ميانه راهم و گفته‌ام تا مقصد ماندگار ... همسفرم مهربان و خسته‌تر از من از درد زمانه!!!

تا با تو بودن ، تا همنفس بودن مقصد طولاني است و اين بازي مرگبار روزگار.


نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور ۱۳۸۷ساعت 10:40 توسط اهورا|


آخرين مطالب
» رفتی
» بودنت
» مردم برای عشق
» گر
» تشنگی
» رَد نمیشود
» خونه‌
» خودم خواستم
» ترس
» دوباره دیدنش
Design By : AHORA