کاش الان آغوش گرمت سرپناه خستگيم بود
آرزوم اينه که دستام توي دستاي تو باشه
تنگي اين دل عاشق با نوازش تو وا شه
واسه چي خدا نخواسته تو توي آغوش من باشي
قول مي دم با داشتن تو هيچ غمي نداشته باشم
همه هستي قلبم تو دو حرف خلاصه ميشه:
عشق تو بودن با تو دو نياز زندگيشه
پرم از ترانه تو گرچه واژهها حقيرن
خوبه وقتي نيستي پيشم اونا دستمو ميگيرن
واي اگر من اين نبودم، کاش ميشد پرنده باشم
تا از اين دور بودن از تو بتونم بلکه رها شم
يه پرنده شم شبونه بکشم پربه خيالت
برسم به لونه تو بگيرم سر زير بالت
زندگيم رنگ خدا بود اگه تنها تو رو داشتم
اگه ميشد واسه گريه روشونت سر ميگذاشتم
كاش

دلم برات خیلی تنگه
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر ۱۳۸۷ساعت
1:45 توسط اهورا|