ابزار لودینگ وبلاگ

|

ابزارهای وبلاگ نویسی

دست نوشته های نگفته ام 15 (تو همونی)

























با جدایی هیچی تموم نمیشه

Separation does not mean the end of our love

تو همونی که بهونه خنده هامی

تو همونی که مرحم درد و غصه هامی

تو همونی که نیاز نفسهامی

تو رویایه خوب دلمی

تو حس خوب رهایی از قفسی

تو همونی که برات می میرم

تو همونی که شب ها به یادش می خوابم

تو همونی که تو فشار لحظه ها سنگ صبورت بودم

تو همونی که ای گل که از دوریت می سوزم

تو ستاره شب منی

مهتابی که روشنی دلمی

کاش دستت تو دستام بود

تو دل لرزان پر از شوری

تو اوج لحظه های منی

تو همونی ...

نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد ۱۳۸۸ساعت 22:0 توسط اهورا|


آخرين مطالب
» بمان
» یاد تو
» گلدان
» رفتی
» بودنت
» مردم برای عشق
» گر
» تشنگی
» رَد نمیشود
» خونه‌
Design By : AHORA