ابزار لودینگ وبلاگ

|

ابزارهای وبلاگ نویسی

داستان من

























با جدایی هیچی تموم نمیشه

Separation does not mean the end of our love

ساعتها زیر دوش به کاشی های حمام خیره می شوی غذایت را سرد می خوری ناهار ها نصفه شب ، صبحانه را شام! لباسهایت دیگر به تو نمی آیند ، همه را قیچی می زنی! ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی! شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد! تنهائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست... روزهای من اینگونه و شبهایم اصلاً نمیگذرد

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۱ساعت 10:53 توسط اهورا|


آخرين مطالب
» گلدان
» رفتی
» بودنت
» مردم برای عشق
» گر
» تشنگی
» رَد نمیشود
» خونه‌
» خودم خواستم
» ترس
Design By : AHORA