انگار کسی درمن
واژگون ساخته
ساعت شنی احساسم را
که هر لحظه خالی تر میشود
در من آرامشی خلسه وار ...
و لبریز میشود بیقراری
همچون شن های کویری
که مسافری ناشناس را
دوره میکنند ...
من آن مسافر گمشده در
کویر احساسم که
غریبانه فریاد میزنم تو را
انچنان غریب همچو پنگوئنی در صحرای عربستان