شب که می شود بساطِ رویا می گستراند خیالت در دلم و تا گرگ و میش چشمها مرا با قطار آرزو ها راهی تو می کند از سد حادثه ها می گذراند و مرا تا ایستگاه آخر که آن را عشق خوانند مسافر می کند و در آن ایستگاه متروک
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۱ساعت
23:17 توسط اهورا|